تبليغاتX
شکسته دلان

شکسته دلان

درد عشقی کشیدم که مپرس_____________زهر هجری چشیدم که مپرس

امروز



تو  منو گذاشتی  و رفتی بی نشان اما نشانی ام   را براي تو مي نويسم: در عصرهاي انتظار،به ‏حوالي بي کسي قدم بگذار خيابان غربت را پيدا کن و وارد کوچه پس کوچه هاي ‏تنهايي شو کلبه ي غريبي ام را پيدا کن ، کنار بيد مجنون خزان زده و کنار مرداب ‏آرزوهاي رنگي ام! در کلبه را باز کن و به سراغ بغض خيس پنجره برو! حرير ‏غمش را کنار بزن! مرا خواهي ديد با بغضي کويري که غرق عصاره ي انتظار پشت ‏ديوار دردهايم نشسته
 
 
چرا وقتی که آدم تنها می شه
غم و غصه ش قدِ یک دنیا می شه
میره یک گوشه ی پنهون می شینه
اونجا رو مثل ِ یه زندون می بینه

غم ِ تنهای اسیرت می کنه
تا بـخای بجُـنبی پیــرت می کنه

وقتی که تنها می شم اشک تو چشم پر می زنه
غم میاد یواش یواش خونه ی دل در می زنه
یاده اون شب ها می افتم زیر ِ مهتاب ِ بهار
توی جنگل لبِ چشمه می نشستیم من و یار

غم ِ تنهای اسیرت می کنه
تا بـخای بجُـنبی پیــرت می کنه

میگن این دنیا دیگه مثل ِ قدیما نمیشه
دل ِ آدما زشت و دیگه زیبا نمیشه
اون بالا باد داره زاغ ِ ابر رو چوب می زنه
اشک این ابــرا زیاد ِ ولی دریا نمیشه

غم ِ تنهای اسیرت می کنه
تا بـخای بجُـنبی پیــرت می کنه
 

نوشته شده توسط جعفر فرامرزی در چهارشنبه 14 شهریور1386

لينك مطلب



کپي برداري از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز ميباشد .

All Rights Reserved 2005-2006 © by jafar3d.blogfa.com

Design This Web By Noleek @ Ver:2.00 POWERED BY BLOGFA.COM




0 1111